تبليغاتX
راهی
یادداشت های یک روزنامه نگار مهندس راه

این هم مطلبی که بخاطر شائبه برخورندگی به مجله فیلم چاپ نشد.

با عرض سلام و خسته نباشید. چند روز پیش دیدم که ماهنامه فیلم به مناسبت انتشار شماره 400 در یک به  اصطلاح نظرسنجی سوال برانگیز و مشکوک از افرادی که آنها را منتقد نامیده، خواسته است که بهترین فیلمها را از دید خود انتخاب کنند. دم خروس دقیقا وقتی آشکار می‌شود که بدانید بر طبق نتایج این فرآیند موسوم به نظرسنجی در بین فیلمهای ایرانی "گوزنها" به‌عنوان بهترین فیلم انتخاب شده است. علاوه بر اینکه گوزن حیوان شاخداری است-که اگر این شاخها بخاطر اعلام نظر برخی مسئولین باشد نیازمند برخورد جدی است-  موضوع فیلم و شخصیت‌های آن نیز در تعارض جدی با طرح امنیت اجتماعی به‌شمار می‌روند. لذا خواهشمندم شما خودتان یک نظرسنجی معتبر منتشر بفرمایید و در آن بهترین فیلمهای ایرانی و خارجی را معرفی کنید. با تشکر. سعید قربانی از کلاچای.

 -          - -

 با سلام خدمت خواننده عزیز. متاسفانه این اولین بار نیست که افراد غیرمسئول تخلفاتی انجام می‌دهند و بدون توجه به جایگاه واقعی خود دست به اقدامات غیرقانونی می‌زنند. اما بنا به درخواست شما برگزیده بهترین فیلمهای داخلی و خارجی را به نقل از بولتن داخلی یک حزب غیردولتی منتشر می‌کنیم.

الف) بخش فیلمهای ایرانی:

1-       "کاغذ بی‌خط"- به سبب معرفی الگوی ایده‌آل مطبوعات آزاد و مستقل.
2-       "یوسف پیامبر" – با وجود سریال بودن میلیون‌ها نفر را فیلم کرد و به جهت امید بخشی به بانوان سالمند.
3-       "شاید وقتی دیگر"-  به دلیل طرح زمان دقیق اعلام اسامی مفسدان اقتصادی از سوی رییس جمهور
4-       "جعفرخان از فرنگ برگشته"- به دلیل شرح مبسوط وضعیت برخی مسئولین در هنگام بازگشت از سفرهای خارجی
5-       "دستهای خالی" به سبب بیان وضعیت مذاکره‌کنندگان غربی در نشست 1+5  
6-       "اینجا چراغی روشن است" به دلیل اطلاع‌رسانی سریع و اعلام هشدارهای لازم برای ورود برخی نیروهای خودجوش راس ساعت 10 شب.
7-       "آواز گنجشکها"- به خاطر هوشمندی در توصیه به ترویج شترمرغ به عنوان جانور میانه‌رو بدون دخالت در دعواهای جناحی و معمول بین شتر و مرغ و همچنین ارائه تمام موارد فوق در پوشش پدیده جدیدی به عنوان آواز گنجشگ.
8-       "وقتی همه خواب بودند" به سبب ارائه توضیح زمان وقوع اتفاقات حیاتی در انتخابات خانه سینما
9-       "کما" به دلیل تشریح مقتدرانه وضعیت اقتصادی همه کشورهای دنیا به جز ایران
10-   "چارچنگولی"- به سبب ارائه راهکارهای عملی برای چسبیدن به صندلی خدمتگذاری و حضور آگاهانه در مسند. با ادای احترام به فیلم "توفیق اجباری"
11-   "دو زن" برای راهنمایی در شناسایی موارد برخورد نیروی انتظامی با افراد خاطی در طرح امنیت اجتماعی
12-   "سنگ، کاغذ، قیچی" به سبب پیشنهاد الگوهای مناسب برای اخذ تصمیمات حیاتی و سرنوشت ساز
13-   "گاهی به آسمان نگاه کن" به سبب توصیه برای دیدن کوروش در حین پرواز در آسمان بر اساس گفته یکی از مسئولین محترم
14-   "ده رقمی" به سبب تشریح قابل استناد دستیابی برخی از همان مسئولین قبلی به ثروتهای میلیاردی
15-   "دایی جان ناپلئون"- همین جوری الکی!
16-   "گیس بریده" –  رچوع شود به مورد قبل
17-   "من زمین را دوست دارم"- به دلیل بیان بخشی از علایق شخصی ریاست محترم دفتر ریاست جمهوری.
18-   "دعوت"- به دلیل توجه ویژه به اشتغال فارغ‌التحصیلان مامایی و متخصصین زنان و زایمان و سد کردن راه تولید کنندگان استکباری لوازم پیشگیری از بارداری در راستای کاهش جمعیت کشور و رسیدن به اهداف شوم خود.

جایزه ویژه‌ای نیز به فیلمهای "روسری آبی"، "روبان قرمز" و "رز زرد" به سبب ترویج رنگ‌های مفرح و مجاز اعطا شده و از فیلمهای "این خانه سیاه است" و "تخته سیاه" تقدیر ویژه صورت گرفته است.

 ب) بخش فیلمهای خارجی:

1-       فیلم "شوتر"- به دلیل علاقه وافر و تبحر ویژه "کیوان مهرگان" در انتساب کلیه مسائل مرتبط و غیرمرتبط با تیراندازی و سرباز و تفنگ و ارتش و جنگ و غیره به نمادهای آشکار و پنهان موجود و غیرموجود فیلم.
2-       "نامه زنی ناشناس"- بخاطر توجه به کاراکترهای ستون خودمان.
3-       "من چقدر می‌دانم"- بخاطر پیش بینی ظهور سیاستمداران جدید در عرصه روابط بین‌الملل.
4-       "همه مردان رییس جمهور" به سبب ارائه راهکارهای کاربردی برای مدیریت موفق.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin نوشته شده توسط رضا نادم در ساعت 14:26 | لینک  | 

خدا پدر روزنامه اعتماد را بیامرزد که اگه مرتب مطالب ما رو حذف نمیکرد عمرا وبلاگم هم آپدیت نمی شد.

شرایط وزیر شدن:

1-     داشتن سن حداقل  5 سال تمام جهت فراهم شدن امکان مشورت با رییس جمهور در وزارتخانه تابعه

2-     داشتن مدرک تحصیلی دیپلم کارودانش یا دکترای تخصصی

3-     آشنایی مختصر با زبان انگلیسی در حد نوشتن

4-     برخورداری از سوابق اجرایی وعملی(از هر نوع ممکن و به هر میزان)

5-     دانستن محل سخنرانی ناطقان و یا مشاهده مراسم معرفی کابینه به مجلس از طریق تلویزیون و یا حداقل تماشای عکس آن در روزنامه دست کم یک بار در طول عمر

6-     گشاده رویی به میزان مورد نیاز

7-     توانایی خواندن از روی متن سخنرانی با کمتر از پنج غلط در هر سطر

8-     برخورداری از اعتماد به نفس زیاد و یا خیلی زیاد

9-     مردمی بودن و پاک دستی به میزان زیاد. برای اثبات پاک دستی ارائه فاکتورهای خرید مایع دستشویی و دستمال کاغذی در یکساله اخیر کفایت می‌کند.

10- عدم آشنایی کافی و برخورداری از سوابق مرتبط بیش از حد در حوزه کاری مربوطه که موجب خرده‌گیریس در امور شود.

11- پاس کردن حداقل یک واحد درسی با رییس جمهور به‌عنوان استاد یا دانشجو و یا حداقل نوشابه خوردن و فوتبال بازی کردن با وی در دوران جوانی

12- تسلط کافی به نرم افزار اکسل و دیگر نرم افزارهای تهیه و ترسیم نمودار

13- عدم شباهت  ظاهری و باطنی به هیچ کدام از انواع میوه و تره‌بار

تذکر 1: برای گزینه‌هایی که به عنوان وزیر پیشنهاد می‌شوند نیازی به برنامه نیست. آنها می‌توانند از همان برنامه‌های وزرای قبلی استفاده کنند.

تذکر 2: سعی شود حداقل یکی از وزرای پیشنهادی "زن" باشد تا ضمن تلطیف فضای کابینه، آن مزایایی که دکتر احمدی نژاد در نطق تلویزیونی اشاره کردند نیز نظیر ایجاد نشاط و انگیزه لحاظ شود.

تذکر 3: خبر داشتن روح خود شخص از اینکه به عنوان کدام وزیر انتخاب شده‌ و یا اعتقاد وی به این مقوله جزء ملزومات اساسی در پیشنهاد گزینه به‌شمار نمی‌آید.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin نوشته شده توسط رضا نادم در ساعت 12:44 | لینک  | 

این هم مطلب امروز که در روزنامه اعتماد چاپ نشد:

با سلام و عرض احترامات فائقه غیر آتشین
بنده "ممدلی" شوفر باسابقه خط تهران-ری مالک خودروی معروف و مشهور موسوم به ماشین مشتی ممدلی هستم. نظر به اینکه در برهه‌ای به سبب عدم دریافت وجه سهام عدالت در مضیقه مالی قرار گرفته و بدخواهان و بوقهای استکباری با سرودن ترانه‌های مبتذل و مستهجن سعی در القای ناکارآمدی سیستم حرکت به جلوی اتومبیل بنده و عدم برخورداری آن از بوق و صندلی و همچنین سایر تجهیزات رفاهی و لوکس داشته‌اند، اخیرا نیز اتول بنده از سوی برخی فریب‌خوردگان به عنوان مصداق خودروی فرسوده اعلام شده است. اما بنا به گواهی شاهدان عینی و عادل که امضای آنان به پیوست ارائه شده است پیکان مدل 48 بنده با 40 سال سن از برخی خودروهای جدید با عمر 10 سال سرحالتر و قبراق‌تر می‌باشد.  بنا بر این ضمن اعلام مراتب اعتراض شدید نسبت به همه کسانی که با سیاه‌نمایی سعی در ترسیم چهره‌ای مشوه از چهره محصولات وطنی و سنتی را دارند اعلام می‌دارم که:

1-  بشکند دیفرانسیل بی‌روغن  آن ماشینی که خالصانه و بی‌توقع، شب و نصفه شب در شادی و عزا، دست‌اندازها و چاله‌های آسفالت این خیابانها را برای خوشایند صاحبانش بالا و پایین می‌رفت و امروز به بهانه بالا رفتن سن و کهنه شدن پلاک، به طمع وام بانکی و یک اتول ژیگول ... روانه سینه قبرستانهای بازیافت خودرومی‌شود.

2-  پیکان‌ها سالیان سال است که در این خیابانها تردد می‌کنند و آبا و اجدادشان معلوم است. کدام عقل سلیمی حاضر می‌شود اختیار چرخ ماشین خود را به دست فرمان اتومبیلی بدهد که معلوم نیست کی و کجا و در چه وضعیتی آن را طراحی کرده است. بنده یک زاپاس چهل وصله پیکان خود را به صد تا رینگ اسپرت اتومبیلی که معلوم نیست اصل و نسبش از که و کجا باشد نخواهم داد. یک وجب آنتن سرحال و بلند پیکان 36 شرف دارد به 2متر آنتن خوابیده ناتوان آبروبر این ماشینهای 70 میلیونی. 

3-  درحالی که درصد بسیار زیادی از وامهای بانکی قطع شده‌اند ارائه وام خودرو برای تغییر ذائقه مردم از اتومبیل ایرانی به خودروی خارجی نشان از یک مهندسی ناشیانه و هدفدار در هدایت نظرات مردم دارد. آقایان اگر دوست دارند وام بدهند، یک وامی بدهند که بتوانیم در این رکود اقتصادی آمریکا یک آلونکی برای ضعیفه تهیه کنیم، نه اینکه همین ماشین محبوب و نوستالژیک خودمان را بدهیم و بجای آن،  خودروی نسل جدید آتش‌سرخود تحویل بگیریم. به قول شاعران قدیم: ما میگیم پژو نمی‌خوایم، درصد وام عوض میشه!

4-  به تازگی در اخبار غیر رسمی شنیده‌ام که در تولید پراید از نوعی کاغذ دیواری بجای بدنه استفاده می‌شود. خواستم از مقام محترم وزارت صنایع درخواست کنم که درصورت امکان یک اتاق امن برای این خودرو طراحی و اجرا شود.

5-  درست است که خودروی بنده بوق و صندلی ندارد، صندلی‌هایش فاقد فنر هستند و از شیشه و در و پنجره  و داشبورد بی‌بهره است. اما من از این صندلی و بوق می‌پرسم: آیا شما ماشین را هدایت می‌کردید؟ آیا باتری و کاپوت و شبرنگ صندوق عقب بیکار نشسته بودند تا شما خودرو را هدایت کنید؟ پس چرا برخی ضعف‌های کوچک ماشین لوکس و شیک من را با غرض‌ورزی فریاد می‌زنید؟!

- - -
سلام جناب ممدلی؛
از نامه شما و نظرات دلسوزانه و خیرخواهانه شما سپاسگزارم. متاسفانه همانگونه که اشاره کردید مردم ما اصولا در اکثر موارد زیاده‌خواه هستند و گاهی اوقات باید توجهشان را باید به‌زور به بعضی چیزها جلب کرد. پیشنهاد شخصی من این است که پیکانهای عزیز و خودروهای مورد ادعا همه در یک اقدام هماهنگ تصمیم بگیرند "ریپ" بزنند تا رانندگان دچار رعشه شده و تحرک بدنشان زیاد شود و در همین روزهای ماه مبارک از گرسنگی حسابی بهشان فشار وارد شود بلکه سر عقل بیایند. بیشتر از این هم هرچه بگوییم، انگار نگفته‌ایم، چون چاپ نمی‌شود. پس همین که نامه تان را تمام و کمال چاپ کردیم، خوش به حالتان باشد.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin نوشته شده توسط رضا نادم در ساعت 10:12 | لینک  | 

خب این بار زودتر از دفعه قبل با روزنامه اعتماد رویمان به هم باز شد و مطلبم را نچاپیدند (از نوع چاپ کردنی). فلذا بر طبق روال معمول و عادت مالوف در همین سنگر شخصی آنرا نقل میکنم:

اینجانب ماری تناردیه همسر مرحوم جوزف تناردیه در آستانه چاپ نوزده هزارم کتاب بینوایان و در پاسخ به ادعاهای پوچ و مظلوم‌نمایی‌های بی‌اساس فمنیست‌های کوزت‌نما و نیز نامه تکان دهنده خانم ...(این قسمت نامه ناخوانا بوده است-پاسخگو) لازم می‌دانم به برخی مسائل پاسخ دهم:

 1-  بی‌شک یکی از درخشان‌ترین دوره‌های توجه به مسائل زنان و بهره‌مندی آنان از امکانات رفاهی را در دوره تصدی همسر اینجانب در هتل بین‌المللی تناردیه شاهد بوده‌ایم. کما اینکه رفاه و آزادی عمل دختران بنده به عنوان نماد جامعه زنان فرانسه در طول رمان بوضوح به‌چشم می‌خورد اما متاسفانه برخی با بهانه قرار دادن امراض جزئی کوزت سعی در القای فضای نامناسب دوران مدیریت موفق فوق و زیر سوال بردن همه افتخارات دارند.

2-  بر پایه تمام شواهد و قرائن غیر قابل انکار در دوران 4 سالی که کوزت در هتل تناردیه فعالیت می‌کرد نسبت به 4سال قبل ازآن از لحاظ قد و وزن با افزایش مواجه بوده است.  با تلاش صادقانه و شبانه‌روزی تناردیه‌ها در طول این 4سال قد کوزت از 102 به 125 و وزن او از 18 به 20 رسید.


ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin نوشته شده توسط رضا نادم در ساعت 14:53 | لینک  | 

 روزی رضا رشیدپور مجری برنامه مثلث شیشه ای از فیروز کریمی درباره مدیریت علی آبادی سوال کرد و او گفت که "علی آبادی در شهرداری یک مدیر موفق و کاردان بوده است" اما حدود یکسال بعد مهندسانی که با شهرداری سر و کار دارند اعلام کردند از نظر آنها علی آبادی هفتادمین گزینه مناسب برای تصدی هیات مدیره سازمان نظام مهندسی است!

دوشنبه گذشته انتخابات نظام مهندسی استان تهران همزمان با سراسر کشور برگزار شد و چندی از نزدیکترین افراد به رییس جمهور که آمده بودند تا هیات مدیره نظام مهندسی را از آن خود نمایند شکست سختی خوردند. علی آبادی در حالی که نفر اول ۱۳۰۵ رای داشت تنها ۱۱۳ رای آورد و هفتادم شد و حسن زیاری مدیرعامل راه آهن کشور نیز رای نیاورد.

محمد علی آبادی، مهدی هاشمی و حسن زیاری نفرات نزدیک به محمود احمدی نژاد بودند که در لیست بسیج هم حاضر بودند. این تشکل با تبلیغات فراوان و شعار "تقسیم عادلانه کار بین مهندسان و برچیدن بساط برگه فروشی" در انتخابات شرکت کرده بود در حالیکه در دو سال اخیر به لطف سیاستهای آقایان همان درآمد اندک حاصل از برگه فروشی هم بخاطر رکورد شدید ساخت و ساز بطور کامل برچیده شده بود!  اما لیست بسیج در انتخابات نظام مهندسی شکست سنگینی خورد و از جمع نفرات نزدیک به احمدی نژاد تنها مهدی هاشمی -که اکنون قائم مقام وزارت راه و ترابری است و کافی بود تا فقط کارمندان و مراجعان وزارت راه به او رای بدهند تا نفر اول گروه معماری(!) شود- - نفر دوم شد و به هیات مدیره راه یافت. اما کار که به مباحث سیاسی کشید بد نیست یادآوری کنم که عباس آخوندي، وزير سابق مسكن كه جزو حاميان ميرحسين موسوي در انتخابات رياست‌جمهوري  بود در رشته شهرساری با اختلاف ۸ رای دوم شد و به هیات مدیره راه یافت.

انتخابات نظام مهندسی نشان داد که نگاه مهندسین و نخبگان اجرایی کشور نسبت به مدیران کنونی دولت و سیاستهایش چگونه است.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin نوشته شده توسط رضا نادم در ساعت 13:18 | لینک  |