"مگر مي شود آدم فقط يک بار عاشق بشود؟عشق ابدي فقط حرف است.پيش مي آيد که آدم خيلي خاطر کسي را بخواهد،اما هميشه وقتي آدم فکر مي کند که دلش سخت پيش کسي گرفتار است، يک دفعه، يک جائي مي بيند که ته دلش براي يکي ديگر هم مي لرزد. اگر با وفا باشد دلش را خفه مي کند و تا آخر عمر حسرت آن دل لرزه برايش مي ماند، اگر بي وفا باشد مي لغزد و همه عمرش عذاب گناه بر دلش مي ماند. هيچ کس حکمتش را نمي داند.... حالا با خود آدم است که حسرت را بخواهد يا عذاب گناه را. يکي را بايد انتخاب کند...."
آرش حجازي
بارها شده كه از وقوع يك اتفاق بسيار نگران باشيم. آن واقعه به نظرمان خيلي هولناك و اسفبار بيايد و به خودمان بگوييم كه اگر روزي چنان شود، اينطور ميكنيم و آنطور ميشود و هي خودمان را عذاب بدهيم و بترسانيم از آن اتفاق نيفتاده. ازقضا روزي ميرسد و آن اتفاق ميافتد و چه ضربه ها كه سخت ميخوريم و له ميشويم بدجور و خرد ميشويم ريزريز و پودر ميشويم افتضاح و قس عليهذا!
اندكي مي گذرد. دوباره كه نگاه ميكنيم ميبينيم قضيه شايد آنقدرها هم كه فكر ميكرديم بغرنج نبوده. به هرحال گذشته است. سخت يا طاقت فرسا، دشوار يا غيرقابل تحمل حالا ديگر همه چيز مربوط به گذشتهاي است كه ديگر درگيرش نيستيم. اينجاست كه ديگر قبح و ترس آن اتفاق هم برايمان از بين مي رود و نگاهمان عوض مي شود. ديگر به نظرمان آنقدرها هم دردناك نيست.
به همين راحتي!
احتمالا ظرفيت آدمها همينطوري بالا مي رود و يا شايد پوست آدمهاست كه اينطوري كلفت مي شود. شايد هم جفتش يك مفهوم باشد با دو اسم متفاوت!
دور زدن در کلوب دات کام کلی به علم آدم اضافه می کنه. امروز در کلوب کتابخونها یک توصیه جالب دیدم. ببینین آدمها در دنیای مجازی چقدر صادق هستند. قربونشون برم. این رو ببینین!:
"از بچگی تا الان که 19 سالمه حد اقل هزار تا کتاب خوندم اما فقط 2 تاش رو بیشتر از یک بار خوندم!:
اولی کتاب هری پاتر که جلد های آخر رو هر کودومو دو بار خوندم
دومی هم کتاب پر که اتفاق عجیبی که افتاد این بود که من این کتاب رو 3 بار خوندم!پیشنهاد می کنم این کتاب پر رو حتماً بخونید!"
