دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387
"راهم رو کج کردی عزیز/عشقم رو رد کردی عزیز
خودت نفهمیدی چه کردی/بس که تو نفهمی عزیز!"
امروز پادگان را پیچاندم و رفتم دنبال کارهای پذیرش و این حرفها. اما متاسفانه انگار اصلا دورنمای روشنی وجود ندارد که ما همینجا در تهران در خدمت ارتش وطن باشیم و هر آینه ممکن است به وجود بنده در اقصی نقاط در و دهات کشور نیاز باشد! دوستان اگر امامزاده تضمینی سراغ دارند بفرمایند برویم خدمتشان!
پ.ن: چه معني دارد كه همه كامنت داني شان را بسته اند؟!
