پیش نوشت: مدتها بود که میخواستم مطلبی در مورد انتخابات بنویسم اما هربار به دلیلی به عقب می افتاد. پست نگهبانی این ماه فرصتی شد برای نوشتن قضاوتی که درباب انتخاب میان خاتمی و نوری دارم و بحثهای شبانهام با بهروز.
برای ورود به بحث شخصا چند پیشفرش را قائلم:
1- کاندیدای نهایی اصلاحطلبان میبایست منفرد باشد. یعنی خاتمی، نوری، کروبی و یا هر فرد دیگر که مورد اجماع نهایی واقع میشود باید مردانه و شرافتمندانه مورد حمایت مابقی قرار گیرد. تنها در این صورت است که مفهومی بهنام "شانس" برای مقابله با وضعیت موجود معنی پیدا میکند.
2- کاندیدای نهایی باید بتواند روند رو بهویرانی فعلی کشور را متوقف کند، مقبولیت مردمی یا پتانسیل بدست آوردنش را داشته باشد و حمایت شخصیتهای تاثیرگذار و صاحبنفوذ را جمعآوری نماید.
3- با جدیتر شدن بحث کاندیداهای اصلاحطلبان تخریبها شدت بیشتری خواهد یافت. احتمالا تخریب نوری بیشتر مربوط به گذشته سیاسی، تخریب خاتمی مربوط به عملکرد دوره ریاست جمهوری و علیالخصوص مماشات بیش از حدش و در مورد کروبی مرتبط با تعاملات چندساله اخیر با اصلاحطلبان و قضیه شهرام جزایری خواهد بود (توجه کنید که در دوره قبل چون کروبی از نظر بسیاری ابتدا به ساکن صاحب شانس دیده نمیشد تخریب عمدهای هم علیه وی صورت نگرفت). با اینحال معتقدم پس از این عموما نوری را اصولگرایان، خاتمی را اصلاحطلبان و کروبی را هر دو دسته مورد هجوم قرار خواهند داد.
4- اعتراف میکنم که شخصا خاتمی را دوست میدارم یعنی نسبت به او موضع اولیه موافق دارم و منکر آن نمیشوم، ضمن اینکه معتقدم وضعیت عمومی اقتصادی و شرایط اجتماعی و آزادیهای مدنی به همراه وجهه بینالمللی کشور در دوران خاتمی بهقدری متفاوت بوده که نتوان منکر آن شد. از سویی مطمئنا به سختی دست و دلم به سمت رای دادن به کروبی خواهد رفت و نوری را در حال حاضر فاقد شانس برای اخذ صلاحیت از شورای نگهبان میدانم؛ چه آنکه تنها امید تایید صلاحیت نوری لابی قدرتمند شخصیتهای صاحبنفوذ و ایجاد موج حمایت همهجانبه از اوست که بهنظر نمیرسد چنین اجماعی هماکنون در حال شکل گرفتن باشد.
5- واضح است که خاتمی توان بالقوه زیادی برای جمع آوری آرای قشر متوسط به بالا، کروبی توانایی رقابت شانهبهشانه با احمدینژاد در لایههای متوسط به پایین و نوری شانس جمعآوری آرای خاموش (نظیر آنچه در دوم خرداد اتفاق افتاد) را دارند.
6- هر کاندیدای اصلاحطلب پیش از ورود میبایست به سوالات عمومی مهمی پاسخ گوید که نحوه عمل او را در حالت کلی در چهار سال آینده مشخص سازد و تکلیف مردم را در برابر رخدادهای آینده مشخص سازد
به فرض فراهم آمدن شرایط لازم برای کاندیداتوری و کسب رای، نوری نیز باید به سوالاتی اختصاصی پاسخ دهد:
1- در طول مدتی که ازآزادی عبدالله نوری میگذرد، واکنش او در برابر تمامی اتفاقاتی تنها سکوت بوده و هیچگونه موضعگیری یا حمایت و انتقادی نداشته است. آیا گوشهنشینی او در این مدت یک نوع قهر سیاسی با دوستان سابق خود بهشمار میآمده؟ یا اینکه چون آنان و گاهی مردم را شایسته حمایت نمیدانسته سخنی نگفته است؟ آیا نوری در شرایط موجود حرفزدن را بیفایده تصور میکرده؟ اگر که قهر بوده اکنون چگونه و با چه تحلیلی است که هوس آشتی دارد؟ و یا چه شده که فعالیت و ورود به انتخابات را مفید و موثر میداند؟
2- دورادور زمزمههایی به گوش میرسد مبنی بر اینکه چنانچه اجماع بر سر نوری صورت نگیرد، وی نیز ازکسی حمایت نمیکند. آیا درواقع نوری چنین سناریویی در سر دارد؟ آیا نوری بهجز خود هیچکس را شایسته حمایت و نشستن بر این مسند نمیبیند؟ آیا به عقیده او اگر خود رد صلاحیت شد وظیفه همگان است که پشت او بایستند و انتخابات را تحریم کنند و دیگر هیچ گزینه یا شانسی برای دگری ایجاد نکنند؟ آیا این مشی به تمکین کانونهای قدرت و تلاش آنها برای بدست آوردن رضایت خاطر این 5-6 میلیونی که از این روش تبعیت میکنند منجر میشود؟
3- عبدا.. نوری بر روی قدرت و جسارت شخصی خود حساب کرده یا اینکه گروهی ویژه را مد نظر دارد؟ اگر بر مبارزه و کاریزمای فردی خود حساب میکند آیا میتواند و توانسته با ایجاد لابی و رایزنی با مهرههای تاثیرگذار حمایت آنها را از خود برای تایید صلاحیت و پیروزی در انتخابات جلب کند؟ و اگر بر روی تیمی کارآمد تمرکز دارد بگوید که این تیم چه افرادی را پوشش خواهد داد که تاکنون از نظر غافل ماندهاند و مشخصا چه افراد ویژهای در نظر دارد که احتمالا خاتمی، کروبی و یا کاندیدای اصلاحطلبان در کابینه خود آنها را نخواهند دید؟
4- عبدا.. نوری مشخصا در برابر انتقاداتی که به مشی خاتمی دارد چه راهکار اصلاحی اجرایی را درنظر دارد؟ آیا او معتقد به لابیهای پشت پرده است یا تصمیم دارد منازعات را به میان مردم و صحنه اجتماع بکشاند و با ایجاد زمینههای بحران با امتیازگیری معادلات را به نفع مجموعه تحت مدیریتش تغییر دهد؟ اگر اینبار وزیر نوری در نمازجمعه کتک بخورد و یا او را قربانی مخالفت با جریان نوری کنند چه خواهد کرد؟ آیا روش نوری همان شیوه دفاع از خود در دادگاه است یا اینکه طرحی نو در سر دارد؟ "اصلاحات ساختاری" که او به عنوان شعار خود برگزیده کدام ساختارها را با چه شیوهای هدف گرفته است؟
معتقدم پاسخ به این سوالها ما را در انتخاب راه درست کمک خواهد کرد. اینکه دوباره به همان خاتمی خندان جنتلمن محبوب اما گاهی ترسان و حرصدرآور خودمان بسنده کنیم و یا اینکه تلاش کنیم یک خاتمی مدرنتر، جسورتر و کارآمدتر را از نو بسازیم.
لینک:
بهروز: چرا نوری کاندیدای ماست
مهدی تاجیک:پاسخ به حامیان خاتمی
ابراهیم یزدی: خاتمی آخرین راه تنفس اصلاح طلبان است
تاج زاده: چرا از کاندیداتوری یک تدارکاتچی حمایت می کنید؟
ساسان آقایی: چرا شیخ دربند را فرا می خوانیم؟
محمدجواد روح:پلی به نام عبدا... نوری
