یلدا خاطره مشترک اقوام ایرانی
دیرزمانیست که ایرانیان زاده شدن دوباره خورشید را در طولانی ترین شب سال جشن می گیرند. اينان هماره شيفته شادي و جشن بوده اند و اين جشن ها را با روشنايي و نور مي آراستند. آنها خورشيد را نماد نيكي مي دانستند و در جشن هايشان آن را ستايش مي كردند. اما در درازترين و تيره ترين شب سال، ستايش خورشيد نماد ديگري مي یابد. مردمان سرزمين ايران با بيدار ماندن، طلوع خورشيد و سپيده دم را انتظار مي كشند تا خود شاهد دميدن خورشيد باشند و آن را ستايش كنند. خوردن خوراكي ها و مراسم ديگر در اين شب بهانه اي است براي بيدار ماندن و برگزاری جشنی که در هر منطقه با توجه به فرهنگ و اقلیم منطقه، آداب و رسوم و ویژگی های خاص خود برگزار می شود.
یکی از آیین های شب یلدا در ایران که از قرن 18 به بعد رواج یافته است ، تفال با دیوان حافظ است. در واقع خانوادههای ایرانی با ارادت خاصی که به حضرت حافظ دارند پس از نیت کردن، پاسخ و فال دل خویش را از میان اشعار دیوان حافظ جستوجو میکنند.
دیدار از بزرگان فامیل مثل پدربزرگ و مادربزرگها و نقل قصه برای کودکان یکی دیگر از آداب این شب است که ایرانیان به آن پایبندند، اما علاوه بر گرفتن فال حافظ، خواندن شاهنامه و دیدار از خویشان و بزرگان، خوردن انواع آجیل، تنقلات و خوراکیها که به سبک و سلیقه مردم نواحی مختلف بستگی دارد نیز از دیگر رسوم متداول در این شب است در واقع در شهرها و نقاط مختلف ایران سعی میکنند تا سفرههای رنگینی در این شب تدارک ببینند، اما جالب اینجاست که علاوه بر استفاده از میوههایی مثل انار، خوردن هندوانه در شب یلدا از ضرورت خاصی برخوردار است زیرا ایرانیان بر این باورند که خوردن هندوانه موجب مقاومت بدن در مقابل سرمای زمستان میشود شاید از اینروست که در سراسر ایران زمین، کمتر جایی را بتوان یافت که خوردن هندوانه در شب یلدا جزو آداب و رسوم آن نباشد.
در آذربایجان مردم و باور دارند که با خوردن هندوانه لرز و سوز و سرما به تن آنها تاثیری ندارد. مردم خطه آذربایجان در این شب برای دختری که نامزد خانواده است با تازه عروس ها، هدایایی می فرستند که اطرافش با هندوانه و شال قرمز بزرگی که گرداگرد آن می اندازند تزئین می کنند. چرا که معتقدند شال قرمز باعث خوشبختی شادی و بخت زیبای عروس می شود.
در اردبیل رسم است که مردم، چله بزرگ را قسم می دهند که زیاد سخت نگیرد و معمولا گندم برشته و هندوانه و سبزه و مغز گردو و نخودچی و کشمش می خورند.
مردم شیراز در این شب سفره ای می گسترانند که بی شباهت به سفره هفت سین نوروز نیست و در آن آینه و قاب عکس حضرت علی (ع) را جای می دهند. انواع و افسام آجیل و تنقلاتی چون نخودچی، کشمش، حلوا شکری و رنگینک و میوه هایی چون انار و به و بخصوص هندوانه خوراکی های این شب را تشکیل می دهند. در شیراز همچنین رسم است که شب چله هویچ پلو یا کوفته سبزی طبخ کنند.
مردم این خطه معتقدند در این شب افرادی که گرم مزاجند، باید بیشتر از انواع خوردنیهای سرد مانند هندوانه بخورند و برعکس سرد مزاجان، خوراکیهای سرد مانند خرما، رنگینک، انجیر و ارده شیر را اتحان نمایند.
اما مردم گیلان که به تنوع غذایی و مهمان نوازی شهره اند در جای جای شهرها و روستاها آداب خاص خود را دارند. در گیلان، مردم هندوانه را حتما فراهم می کنند و معتقدند که هر کس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. "آوکنوس" خوراکی وسوسه برانگیز و جدانشدنی از مهمانی های شب چله گیلان است. ازگیل خام (کنوس) را در خمره می ریزند و بعد از اضافه کردن نمک آن را پر از آب می کنند. سپس در خم را می بندند و آنرا یک ماهی نگاه میدارند تا پخته و ترشمزه و آبدار شود. آوکونوس را که عمدتا با نمک، گلپر و یا "درار" (نمک سبز) می خورند در دید و بازدیدهای نوروزی گیلانیان هم می توان دید در شب یلدا اشعار و ترانه هاي گوناگوني در اين ديار سبز خوانده مي شود و قصهگويي پيران از افسانههاي ايراني و اتفاقات گذشته براي كوچكترهاي خانواده جلوهاي ديگر دارد.
گیلک ها دراين شب از ميهمانان با انواع ميوههاي پاييزي چون انار، پرتقال ، گلابي ، خوج " گلابي محلي "، به ، نارنگي ، ليمو، ازگيل و از همه مهمتر هندوانه به عنوان نشانه اصلي شب چله پذيرايي ميکنند
سبزي پلو با ماهي به ويژه ماهي شور در اين شب يكياز غذاهاي سنتي و مهمي است كه خانوادهها براي پذيرايي از ميهمانان تهيه ميكنند و در كنار ساير غذاها با آن از ميهمانان پذيرايي ميكنند.
شب چله گيلاني براي زوجهاي جوان هم شبي به يادماندني است و در اين شب خانواده داماد براي عروس خود هدايا به همراه انواع ميوههاي شب چله و به همراه ماهی بزرگ تزئین شده ای مي فرستند و دو خانواده به همراه ميهماناني ديگر به خوشي و شادماني اين شب بلند پاييزي را به سپيده دم خوشبختي پيوند ميزنند.
در تبريز نيز در موسم يلدا «عاشيق ها» مى نوازند. عاشيق ها خنياگران محلى هستند كه فى البداهه شعر مى سرايند و ساز مى زنند و داستان می گویند. قصه هايى كه عاشيق ها در شب يلدا مى گويند ريشه در افسانه هاى كهن ايرانى دارد.
دکتر محمود روح الامینی روایت جالبی از یلدای مردم کرمان ذکر می کند. بنا به روایت او مردم کرمان تا سحر انتظار می کشند تا از قارون افسانه ای استقبال کنند. قارون در لباس هیزم شکن برای خانواده های فقیر تکه های چوب می آورد. این چوب ها به طلا تبدیل می شوند و برای آن خانواده، ثروت و برکت به همراه می آورند.
در لرستان مردم در شب چله «گندم شيره» مى خورند كه گندمى است كه در شيره مى خيسانند و زردچوبه و نمك را با آن مخلوط مى كنند؛ سپس آن را روى ساج برشته مى كنند و همراه خلال بادام، گردو، كشمش، سياه دانه و كنجد مخلوط مى كنند و مى خورند.
يكى از رسوم قیدیمی لرها به اين شكل بوده كه پسران كوچك و نوجوان شب يلدا بر پشت بام خانه ها مى رفتند و كيسه اى را به همراه روسری(گلبندی) از سوراخ دودكش خانه ها به داخل آويزان مى كرده اند و شعرى محلى مى خواندند با اين مضمون كه صاحبخانه، انشاءالله خير به خانه ات ببارد و كدخداى خانه ات نميرد. و آنگاه صاحبخانه از تنقلاتى كه براى شب چله تدارك ديده بود داخل كيسه مى گذاشت و بچه ها متناسب با کرم صاحبخانه برای او ترانه ای می خواندند
در سایر نقاط ایران نیز رسوم مختلفی رواج دارد. از جمله اینکه در شهر خوى هديه دادن شيرينى پشمك رواج دارد و اين كار گويا به مناسبت شباهت پشمك با برف است. در روستاهاى خراسان و آذربايجان در اين شب خانواده پسرى كه با دخترى نامزد شده طى مراسمى شاد با ساز و دف هدايايى براى دختر مى فرستند. در یکی از شهرهای گرمسار نیز متداول است که افراد یک قوم، یک قبیله یا خانواده دور یکدیگر جمع میشوند و شب خروس پلو میخورند و پس از خوردن شام به نقل قصه، مثلها و لطیفهها میپردازند...
در فرهنگ ایرانی که همچنان خانواده مهمترین رکن جامعه به شمار می رود خانواده های ایرانی هر کجا که باشند در شب یلدا در کنار هم جمع می شوند و بلندترین شب سال را به هر ترتیبی که می توانند با شادی و صفا سحر می کنند. و آنچه پس از آن می ماند خاطره شبی ست که به خاطرات یلداهای شیرین گذشته افزوده شده است...