سياست بازان صداقت شعار!
نيروهايي كه كانديداها در هر دوره از انتخابات براي ستادهاي تبليغاتي و فكري خود استفاده مي كنند را ميتوان به دو طيف عمده تقسيم كرد. دسته اول آنهايي هستند كه به نيروهاي انتخاباتي مشهورند. آن ها در طبقات مختلف اجتماعي و يا جغرافيايي حضور دارند و معمولا از وجهه سياسي، اجتماعي و يا شغلي مناسبی در بين اطرافيان و طبقه خود برخوردارند. كانديداها با نزديكي به اين افراد و مذاكره با آنها، امور تبليغاتي حوزه مرتبط را به دست اين نيروها سپرده و آنها نيز به دليل فعاليتي كه انجام ميدهند يا به طور مستقيم حقالزحمه و يا وعدهاي مبني بر جبران زحمات در آينده نزديك(!) دريافت ميكنند. اين افراد براي باتجربههاي انتخابات عموما شناخته شده بوده وبا منافع تضمين شده فعاليت ميكنند!
دسته دوم ياران صداقت پيشهاند كه به واسطه رفاقت، دلايل شخصي و يا ديدگاهها و خواستههاي مذهبي، سياسي و يا اجتماعي در كنار كانديداها قرار ميگيرند و براي آنها تلاش ميكنند. اين دسته معمولا منافع مستقيم را دنبال نميكنند و از ترفندها و تاكتيكهاي رايج انتخاباتي كماطلاع و يا بهدورند. عموما بسيار صادقانه صحبت ميكنند، از اعتبار شخصي خود هزينه ميكنند و فارغ از نتيجهگرايي، تمام تلاش خود را براي موفقيت کاندیداهای مورد نظر بهكار ميبندند.
هوشمندي وآگاهي كانديدا در جذب و بهرهمندي صحيح و چيدمان مناسب اين دو طيف نيرو، در كنار صرف هزينه بجا و تعامل شايسته با اهالي قدرت، فاكتورهاي اصلي و تعيين كننده ميزان موفقيت را تشكيل ميدهد.
اما گاهي بنا به شرايط، دسته سومي هم به نيروهاي انتخاباتي اضافه ميشوند كه نميتوان آنها را كاملا جزو يكي از اين گروهها بهشمار آورد. اين گروهها عموما به واسطه نزديكي به طيفهاي دانشگاهي، مذهبي و يا جوان و بهرهمندي از هوش، تحصيلات و شان اجتماعي مناسب به نوعي مقبوليت اجتماعي دست يافته و در تيپشناسي نيروهاي انتخاباتي به واسطه نوع ادبيات و فعاليت جزء دسته دوم بهنظر ميرسند. اين دسته تا هنگامي كه در منش و رفتار، شيوهاي متناسب با خاستگاه خود در پيش بگيرند و با تشخيص صحيح، صرفا براي افرادي كه به شيوه فكر، انديشه و مسلك خود سازگاري حداكثري دارند وارد عمل شوند، حضوري قابل دفاع در دسته دوم خواهند داشت. و اين همه زماني است كه توجيه منطقي و متناسب با معيارهاي ارزشي خود را براي لزوم ورود به انتخابات يافته باشند.
اما مشكل اساسي و دوگانگي رفتاري اين گروه هنگامي پيش خواهد آمد كه در انتخابات براساس معيارهايي كه از نظر عموم منافعگرايانه بهشمار ميآيد، در عين استفاده از ژستها و ادبيات صادقانه، با شيوههاي سياستبازانه به سمت كانديدايي گرايش پيدا كنند و براي او به فعاليت بپردازند. تاسفبارتراينكه چون سياسيبازي و تحليل درست شرايط انتخاباتي را بهخوبي نياموختهاند در انتخابهاي خود اشتباه كنند و تمام داشتهها و ايدههاي جمعي را ناآگاهانه مصروف جريان نامطمئن و ناسازگار با شعارهاي خود كنند. و طرفه اينكه چون نتيجه نميگيرند ددرصدد توجيه همكاري خود برآمده و با سياه و سفيد جلوه دادن فضا به تكليف انساني و شرعي خود اشاره ميكنند. و آنجا كه در مقام تخطئه واقع ميشوند، با بازگشت به همان ادبيات صادقانه و مظلومانه باخت خود را به گردن دوري از زور و زر و تزوير و بيعدالتي و زمين و زمان مياندازند و در سخنرانيهاي درونگروهي خود را درظاهر بازنده يك جنگ نابرابر، ولي در پيشگاه حقيقت برنده بازي بهشمار ميآورند؛ بردن از چه كسي؟ معلوم نيست!
نبايد فراموش كرد كه موضع گيريهاي اين چنيني، استفاده ناصحيح از اعتماد اطرافيان، ورود به رقابتهاتي انتخاباتي به اين شيوه و بسيج تمامي نيروها و امكانات براي هركسي بدون توجه به عواقب آن و فراموش كردن هدف، اشتباهي جبران ناپذير بهشمار ميآيد. چنين اشتباهاتي فارغ از هرنتيجهاي كه در انتخابات بدست بيايد؛ علاوه بر اينكه منجر به سرخوردگي و احساس دستآويز بودن براي نيروهاي زيرمجموعه و پاييندستي گروه مي شود، براي ديگراني كه شاهد ماجرا هستند اين سوال را ايجاد ميكند كه "چگونه اين طيف متفاوت و گاه متناقض از افراد در دورههاي مختلف انتخابات در دسته مورد حمايت شما جاي ميگيرند؟" و اينكه "اكنون فرق شما با كساني كه در ازاي دريافت پول و يا وعده از كانديداها حمايت و برايشان تبليغات ميكنند چيست؟"
امروز كه در گيرودار انتخابات، سياستبازان هم كمتر از اعتبار خود مايه ميگذارند و به معامله منافع مستقيم مينشينند، دوستان خوشفكر ما هر بار از اعتبار و آبرو و حيثيت خود هزينه ميكنند و درعوض هيچ نميگيرند. شايد هم زمان تغيير مواضع و شعارهاي شخصي و تبليغاتي همينجا باشد. زماني كه بايد روش زندگي در اين جامعه را انتخاب كنند كه از اين پس ميخواهند "منافعي" باشند يا "صداقتي"؟! والا به زودي تهماندههاي شان و اعتبار خود را در اين حراجهاي سخاوتمندانه فصلي از دست خواهند داد و البته در آينده بهخوبي ميتوانند دوستان صميمي هر كانديدايي در سراسر جهان نيز باشند و هربار به همين شيوه انتخابات را ببرند!