اگر ساعت نداريد لااقل كمي رياضي بفهميد

پنج‌شنبه گذشته روزنامه خورشيد با اين تيتر عجيب استقبال مردم رشت از رييس جمهور را پوشش داد:"توقف 5ساعته رييس جهور در ازدحام مردم"

روزنامه خورشید


 گذشته از آن كه اصولا قيافه گيلاني‌جماعت به اين حرفها نمي‌خورد اين خبر اساسا دچار مشكل است!  در تيتر روزنامه خورشيد به‌وضوح سه غلط مفهومي و رياضي ديده مي‌شود. گيرم كه نويسندگان روزنامه از قديمي‌هاي این حرفه هستند و رياضي را در مدارس نظام قديم ياد گرفته‌اند، گيرم برخي اهالي سياست با هيجان حضور مردم را تعمدا بزرگ‌نمايي مي‌كنند؛ اما آيا اصلاح‌طلباني نظير آقاي منتجبی هم كه مرعوب شده‌اند با مفاهيم اوليه رياضيات و استدلال منطقي آشنا نيستند؟! عجيب آنكه آقايان آش را آنقدر شور كرده‌اند و جو گير شده‌اند كه در مسابقه اظهارنظر فله‌اي با رقبا همگان را انگشت‌به‌دهان گذاشته‌اند!
به نظرم هر فرد عاقلي كه به سه مورد زير دقت كرده باشد ديگر نيازي به شنيدن هيچ دليل و برهاني ندارد:
1 - اگر با استفاده از نرم‌افزار google earth فاصله بين فرودگاه  تا استاديوم رشت را اندازه بگيريم، حاصل كار حدود 8200 متر خواهد بود. باور كردن خبر روزنامه خورشيد و اينكه احمدي‌نژاد اين فاصله را 5 ساعته طي كرده، يعني در هر ساعت  1640متر را يا در هر دقيقه  27 متر را رفته است. يادتان هست آخرين باري كه در پارك قدم مي‌زديد سرعتتان چقدر بود؟!

2 - بياييد فرض كنيم تمام مسير آنقدر شلوغ بوده كه خودروي رييس جمهور قادر به حركت نبوده است.  بنابراين بايستي مسير با جمعيت فشرده پوشيده شده باشد. از سويي اگر عرض يك خودرو را حداقل 2متر درنظر بگيريم و فرض كنيم با احتساب محافظين و مستقبلين در هر سمت آن 2متر آدم جمع شده باشد، پس يك طول 8200متري به عرض 6متر جمعيت فشرده داريم. يعني 49200مترمربع جمعيت تودرتو! حالا فرض كنيم در هر مربع با ابعاد يك متر در يك متر جمعيت فشرده 5نفر به صورت سرپا مي‌ايستند، پس بايد 246هزار نفر از مردم در خيابان ايستاده باشند. با احتساب آن 20هزار نفري هم كه در استاديوم منتظر بوده‌اند بنابر ادعاي روزنامه خورشيد حداقل 266هزارنفر از مردم رشت براي استقبال از احمدي‌نژاد در خيابان حضور داشته‌اند!
جالب انكه شهر رشت كلا 551هزار نفر جمعيت دارد! پس با اين حساب نصف كل مردم رشت اعم از پير و جوان و نوزاد و مريض و چلاق و زن و بچه و كارمند و كارگر و... آمدند تا ازنزديك آقاي احمدي‌نژاد را ببينند. اگر بتوانيم اين حرف را باور كنيم بايد از روزي بترسيم كه احمدي‌نژاد در تهران قرار باشد با مردم ديدار كند و نصف جمعيت تهران (حدود 6ميليون نفر) براي ديدن او به خيابان بيايند!

3 - بد نيست آقايان به سايتهاي خبري هم نگاهي بيندازند. بنابرخبر خبرگزاري ايسنا احمدي‌نژاد ساعت ۱۰:۱۵ وارد فردگاه رشت شده و بعد از مصاحبه با خبرنگاران در ساعت 13:35 به استاديوم رسيده است. اين فاصله زماني حداكثر 3ساعت و 20 دقيقه است. برادران عزيز اگر ساعت نداريد لااقل كمي رياضي بفهميد!

 نمایی از توجه شدید و ابراز علاقه مردم رشت به رییس جمهور (نکته: احتمالا عکس در ساعاتی گرفته شده که همه درحال برگشت از سخنرانی هستند. از قرار معلوم دیگر چهره رییس جمهور برای مردم جذابیتی ندارد!)

 

چیزهای بدتر!

پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب دید که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چیز جمع و جور شده. یک پاکت هم به روی بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر». با بدترین پیش داوری های ذهنی پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند :

 پدر عزیزم،
با اندوه و افسوس فراوان برایت می نویسم. من مجبور بودم با دوست دختر جدیدم فرار کنم، چون میخواستم جلوی یک رویارویی با مادر و تو رو بگیرم. من احساسات واقعی رو با Stacy پیدا کردم، اون واقعاً معرکه است، اما می دونستم که تو اون رو نخواهی پذیرفت، به خاطر تیزبینی هاش، خالکوبی هاش ، لباسهای تنگ، موتور سواریش و به خاطر اینکه سنش از من خیلی بیشتره. اما فقط احساسات نیست، پدر. اون حامله است. Stacy به من گفت ما می تونیم شاد و خوشبخت بشیم.. Stacy چشمان من رو به روی حقیقت باز کرد که ماریجوانا واقعاً به کسی صدمه نمی زنه. ما اون رو برای خودمون می کاریم، و برای تجارت با کمک آدمای دیگه ای که توی مزرعه هستن، برای تمام کوکائینها و اکستازیهایی که می خوایم. در ضمن، دعا می کنیم که علم بتونه درمانی برای ایدز پیدا کنه، و Stacy بهتر بشه. اون لیاقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و می دونم چطور از خودم مراقبت کنم. یک روز، مطمئنم که برای دیدارتون بر می‌گردیم، اونوقت تو می‌تونی نوه های زیادت رو ببینی.
با عشق،
پسرت،

 پاورقی : پدر، هیچ کدوم از جریانات بالا واقعی نیست، من بالا هستم تو خونه Tommy . فقط می خواستم بهت یادآوری کنم که در دنیا چیزهای بدتری هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روی میزمه! دوسِت دارم! هروقت برای اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن. 

یا ایهالسربازون اشدددو!(×)

امروز مشغول خدمت مقدس بودیم که خبر رسید به سلامتی و میمنت مدت خدمت وظیفه دو ماه کم شده و به ۱۸ ماه رسیده است. این خبر مبارک و میمون را خدمت همه سربازان جان برکف میهن تبریک و تهنیت عرض می کنم.

با اینکه ما هنوز هم به نصف سربازی نرسیده ایم و با این دو ماه کسری هم باز به نصف نمیرسیم، اما همین که کمتر از یکسال دیگر این سربازی مقدس (متوجه هستید که منظورم دقیقا همین کلمه مقدس است) تمام می شود کلی خبر خوشحال کننده ای است. البته خودم می دانم که هنوز خیلی از شما نمی توانید درک کنید که دو ماه کمتر یعنی چه. به کسی نگویید اما امروز پایه ترها به ما گفتند که شما هم هنوز نمی توانید درک کنید که دو ماه یعنی چه! اصولا ما همیشه ته هر چیزی ارزشش را می فهمیم!

(*)ترجمه تیتر: ای سربازان عزیز به شدت شادی کنید و بخورید و بیاشامید ولی صبح بلند شوید که غیبت نخورید.

دربند خاتمی بمانیم یا شیخ دربند را برگزینیم؟

پیش نوشت: مدتها بود که می‌خواستم مطلبی در مورد انتخابات بنویسم اما هربار به دلیلی به عقب می افتاد. پست نگهبانی این ماه فرصتی شد برای نوشتن قضاوتی که درباب انتخاب میان خاتمی و نوری دارم و  بحثهای شبانه‌ام با بهروز.
برای ورود به بحث شخصا چند پیش‌فرش را قائلم:
1- کاندیدای نهایی اصلاح‌‌طلبان می‌بایست منفرد باشد. یعنی خاتمی، نوری، کروبی و یا هر فرد دیگر که مورد اجماع نهایی واقع می‌شود باید مردانه و شرافتمندانه مورد حمایت مابقی قرار گیرد. تنها در این صورت است که مفهومی به‌نام "شانس"  برای مقابله با وضعیت موجود معنی پیدا می‌کند.
2- کاندیدای نهایی باید بتواند روند رو به‌ویرانی فعلی کشور را متوقف کند، مقبولیت مردمی یا پتانسیل بدست آوردنش را داشته باشد و حمایت شخصیت‌های تاثیرگذار و صاحب‌نفوذ را جمع‌آوری نماید.
3- با جدی‌تر شدن بحث کاندیداهای اصلاح‌طلبان تخریب‌ها شدت بیشتری خواهد یافت. احتمالا تخریب نوری بیشتر مربوط به گذشته سیاسی، تخریب خاتمی مربوط به عملکرد دوره ریاست جمهوری و علی‌الخصوص مماشات بیش از حدش و در مورد کروبی مرتبط با تعاملات چندساله اخیر با اصلاح‌طلبان و قضیه شهرام جزایری خواهد بود (توجه کنید که در دوره قبل چون کروبی از نظر بسیاری ابتدا به ساکن صاحب شانس دیده نمی‌شد تخریب عمده‌ای هم علیه وی صورت نگرفت). با اینحال معتقدم پس از این عموما نوری را اصولگرایان، خاتمی را اصلاح‌طلبان و کروبی را هر دو دسته مورد هجوم قرار خواهند داد.
4- اعتراف می‌کنم که شخصا خاتمی را دوست می‌دارم یعنی نسبت به او موضع اولیه موافق دارم و منکر آن نمی‌شوم، ضمن اینکه معتقدم وضعیت عمومی اقتصادی و شرایط اجتماعی و آزادی‌های مدنی به همراه وجهه بین‌المللی کشور در دوران خاتمی به‌قدری متفاوت بوده که نتوان منکر آن شد. از سویی مطمئنا به سختی دست و دلم به سمت رای دادن به کروبی خواهد رفت و نوری را در حال حاضر فاقد شانس برای اخذ صلاحیت از شورای نگهبان می‌دانم؛ چه آنکه تنها امید تایید صلاحیت نوری لابی قدرتمند شخصیتهای صاحب‌نفوذ و ایجاد موج حمایت همه‌جانبه از اوست که به‌نظر نمی‌رسد چنین اجماعی هم‌اکنون در حال شکل گرفتن باشد.
5- واضح است که خاتمی توان بالقوه زیادی برای جمع آوری آرای قشر متوسط به بالا، کروبی توانایی رقابت شانه‌به‌شانه با احمدی‌نژاد در لایه‌های متوسط به پایین و نوری شانس جمع‌آوری آرای خاموش (نظیر آنچه در دوم خرداد اتفاق افتاد) را دارند.
6- هر کاندیدای اصلاح‌طلب پیش از ورود می‌بایست به سوالات عمومی مهمی پاسخ گوید که نحوه عمل او را در حالت کلی در چهار سال آینده مشخص سازد و تکلیف مردم را در برابر رخدادهای آینده مشخص سازد
به فرض فراهم آمدن شرایط لازم برای کاندیداتوری و کسب رای، نوری نیز باید به سوالاتی اختصاصی پاسخ دهد:
1- در طول مدتی که ازآزادی عبدالله نوری می‌گذرد، واکنش او در برابر تمامی اتفاقاتی تنها سکوت بوده و هیچ‌گونه موضع‌گیری یا حمایت و انتقادی نداشته است. آیا گوشه‌نشینی او در این مدت یک نوع قهر سیاسی با دوستان سابق خود به‌شمار می‌آمده؟ یا اینکه چون آنان و گاهی مردم را شایسته حمایت نمی‌دانسته سخنی نگفته است؟ آیا نوری در شرایط موجود حرف‌زدن را بی‌فایده تصور میکرده؟ اگر که قهر بوده اکنون چگونه‌ و با چه تحلیلی است که هوس آشتی دارد؟ و یا چه شده که فعالیت و ورود به انتخابات را مفید و موثر می‌داند؟
2- دورادور زمزمه‌هایی به گوش میرسد مبنی بر اینکه چنانچه اجماع بر سر نوری صورت نگیرد، وی نیز ازکسی حمایت نمی‌کند. آیا درواقع نوری چنین سناریویی در سر دارد؟ آیا نوری به‌جز خود هیچ‌کس را شایسته حمایت و نشستن بر این مسند نمی‌بیند؟ آیا به عقیده او اگر خود  رد صلاحیت شد وظیفه همگان است که پشت او بایستند و انتخابات را تحریم کنند و دیگر هیچ گزینه یا شانسی برای دگری ایجاد نکنند؟ آیا این مشی به تمکین کانونهای قدرت و تلاش آنها برای بدست آوردن رضایت خاطر این 5-6 میلیونی که از این روش تبعیت می‌کنند منجر می‌شود؟
3-   عبدا.. نوری بر روی قدرت و جسارت شخصی خود حساب کرده یا اینکه گروهی ویژه را مد نظر دارد؟ اگر بر مبارزه و کاریزمای فردی خود حساب می‌کند آیا می‌تواند و توانسته با ایجاد لابی و رایزنی با مهره‌های تاثیرگذار حمایت آنها را از خود برای تایید صلاحیت و پیروزی در انتخابات جلب کند؟ و اگر بر روی تیمی کارآمد تمرکز دارد بگوید که این تیم چه افرادی را پوشش خواهد داد که تاکنون از نظر غافل مانده‌اند و مشخصا چه افراد ویژه‌ای در نظر دارد که احتمالا خاتمی، کروبی و یا کاندیدای اصلاح‌طلبان در کابینه خود آنها را نخواهند دید؟
4- عبدا.. نوری مشخصا در برابر انتقاداتی که به مشی خاتمی دارد چه راهکار اصلاحی اجرایی را درنظر دارد؟ آیا او معتقد به لابی‌های پشت پرده است یا تصمیم دارد منازعات را به میان مردم و صحنه اجتماع بکشاند و با ایجاد زمینه‌های بحران با امتیازگیری معادلات را به نفع مجموعه تحت مدیریتش تغییر دهد؟ اگر اینبار وزیر نوری در نمازجمعه کتک بخورد و یا او را قربانی مخالفت با جریان نوری کنند چه خواهد کرد؟ آیا روش نوری همان شیوه دفاع از خود در دادگاه است یا اینکه طرحی نو در سر دارد؟ "اصلاحات ساختاری" که او به عنوان شعار خود برگزیده کدام ساختارها را با چه شیوه‌ای هدف گرفته است؟
معتقدم پاسخ به این سوالها ما را در انتخاب راه درست کمک خواهد کرد. اینکه دوباره به‌ همان خاتمی خندان جنتلمن محبوب اما گاهی ترسان و حرص‌درآور خودمان بسنده کنیم و یا اینکه تلاش کنیم یک خاتمی مدرن‌تر، جسورتر و کارآمدتر را از نو بسازیم.

لینک:
بهروز: چرا نوری کاندیدای ماست
مهدی تاجیک:پاسخ به حامیان خاتمی
ابراهیم یزدی: خاتمی آخرین راه تنفس اصلاح طلبان است
تاج زاده: چرا از کاندیداتوری یک تدارکاتچی حمایت می کنید؟
ساسان آقایی: چرا شیخ دربند را فرا می خوانیم؟
محمدجواد روح:پلی به نام عبدا... نوری