چیستم من؟ زاده یک شام لذت بار

ناشناسی پیش می راند در این راهم

روزگاری پیکری بر پیکری پیچید

من به دنیا آمدم بی آنکه خود خواهم

 پری کوچک غمگین

 

 

   

 

 

 

 

دیگر خیالم از همه سو راحت است

آغوش مهربان مام وطن

پستانک سوابق پرافتخار تاریخی

لالایی تمدن و فرهنگ

و جق جق جقجقه قانون...

آه

دیگر خیالم از همه سو راحت است

....

من می توانم از فردا

در کوچه های شهر که سرشار از مواهب ملی است

و در میان سایه های سبک بار تیرهای تلگراف

گردش کنان قدم بردارم

و به غرور ششصد و هفتاد و هشت بار

به دیوار مستراح های عمومی بنویسم:

"خط نوشتم که خر کند خنده!"