اینجانب ماری تناردیه همسر مرحوم جوزف تناردیه در آستانه چاپ نوزده هزارم کتاب بینوایان و در پاسخ به ادعاهای پوچ و مظلوم‌نمایی‌های بی‌اساس فمنیست‌های کوزت‌نما و نیز نامه تکان دهنده خانم ...(این قسمت نامه ناخوانا بوده است-پاسخگو) لازم می‌دانم به برخی مسائل پاسخ دهم:

 1-  بی‌شک یکی از درخشان‌ترین دوره‌های توجه به مسائل زنان و بهره‌مندی آنان از امکانات رفاهی را در دوره تصدی همسر اینجانب در هتل بین‌المللی تناردیه شاهد بوده‌ایم. کما اینکه رفاه و آزادی عمل دختران بنده به عنوان نماد جامعه زنان فرانسه در طول رمان بوضوح به‌چشم می‌خورد اما متاسفانه برخی با بهانه قرار دادن امراض جزئی کوزت سعی در القای فضای نامناسب دوران مدیریت موفق فوق و زیر سوال بردن همه افتخارات دارند.

2-  بر پایه تمام شواهد و قرائن غیر قابل انکار در دوران 4 سالی که کوزت در هتل تناردیه فعالیت می‌کرد نسبت به 4سال قبل ازآن از لحاظ قد و وزن با افزایش مواجه بوده است.  با تلاش صادقانه و شبانه‌روزی تناردیه‌ها در طول این 4سال قد کوزت از 102 به 125 و وزن او از 18 به 20 رسید.

3-  در حوزه فرهنگ نتایج بسیار درخشان است. کوزت در حالی که کودکی 4ساله بود و با مسائل و خطرات اجتماع کوچکتری آشنایی نداشت در هنگام تحویل به ژان والژان در سن 8 سالگی با مسائل طبفات پایین اجتماع و خطراتی که یک دختر نوجوان را تهدید می‌کند به‌خوبی آشنا شده و از این حیث تجربیات لازم را کسب کرده بود.

4-  درخواست ارسال کمکهای نقدی جهت تامین مخارج کوزت یک امر طبیعی و روال معمول است. در حال حاضر نیز در کشور فرانسه با محاسبه مخارج سکونت و تغذیه یک فرد و مقایسه آن با حقوق حداقل مصوب وزارت کار و امور اجتماعی فرانسه مشاهده می‌شود که درآمد یک کارگر کفاف هزینه‌های زندگی او را نخواهد داد. بنابر این خانواده تناردیه علیرغم میل باطنی مجبور به دریافت هزینه از مادر ایشان می‌شد. اما مبالغی که در رمان ذکر شده غیرواقعی و ناشی از یکسری اشتباه محاسباتی است که قبلا پاسخ آنها برای برادر هوگو ارسال شده است.

5-  اوج امانت‌داری و صداقت تناردیه‌ها زمانی مشخص می‌شود که اعلام کنم کوزت را با همان لباسهایی که گرفتیم، تحویل دادیم و نه‌تنها همان لباس روز اول عینا در تمام این مدت بر تن وی بوده حتی یک آستین هم از لباس او کم نشده بود.

6-  جوزف تناردیه که یکبار در جنگ واترلو موفق شده بود جان ناپلئون را نجات دهد از مردان خوشنام در عرصه فعالیت‌های اقتصادی فرانسه بوده و هرگونه اختلاف شخصی ایشان با ژان والژان به علت جناح بندی های سیاسی به‌شدت تکذیب می‌شود.

7-  با توجه به اعترافات بعدی ژان والژان به سوابق زندان و دست‌درازی‌هایش به بیت‌المال در منزل آن کشیش محترم، اقتضا می‌کرد که از برقراری روابط بین نامبرده و کوزت که بصورت امانت در اختیار خانواده ما قرار گرفته بود جلوگیری شود و لذا تحویل به سختی صورت گرفت.

8-  لازم می‌دهم توضیح دهم اینکه در دوران فعالیت کوزت در هتل  تناردیه ایشان برای آوردن آب از چاه فرستاده می‌شد برای یادگیری و استفاده از این تجربیات برای زندگی آینده شخص خودش بوده است. و الا در همان زمان  بسیاری از مشتریان مرد هتل نیز با کمال میل حاضر بودند در دفعات بسیار برای بنده آب بیاورند و از این حیث نیازی به کوزت نبود.

9-  نوادگان کوزت کارگر که اکنون با به‌راه انداختن تجمعات فمینستی سودای قدرت در دست دارند باید بدانند که خانواده تناردیه تلاش داشت تا با آموزش هنرهای مختلف زندگی به کوزت از او یک کدبانو بسازد. بسیاری از افراد معروف دنیا و هنرپیشگانی نظیر براد پیت وجنیفر انیستون در رستوران کار کرده‌اند اما متاسفانه کوزت استعداد پیشرفت و ارتقا حتی در تمیز کردن میزها با دستمال را از خود بروز نداد و در نهایت هم به آنچه شایسته خود و خانواده‌اش بود رسید.

10- در مورد آن شمعدان‌دزدهای سابقه دار ظاهر الصلاح که با نیرنگ و فریب سالها منصب مهم شهرداری را اشغال کرده و با تبلیغات دروغین و عوام‌فریبی پول ملت فرانسه را خرج عیاشی و خوشگذرانی کردند در فرصت مناسب سخن خواهم گفت.

پاسخ: با سلام. گفته‌اند نمی‌شود به‌شما چیزی گفت. متن نامه عینا منتشر می‌شود.